در ماه های آخر جنگ به دنیا آمدم. 5 سالیست که در بریتانیای کبیر زیر سلطه ملکه الیزابت دوم زندگی می کنم.
دوست دارم با این فندک کوچک نسلها و گروهها را به میز مذاکره و خود انتقادی بیارم.
شاید پلیس بهتر از خودم بدونه قضیه فندک چیه:
فقط یه مرتد
یه جزیره توی دریا
یه روز تنهای دیگر
بدون هیچکس تو این جزیره
تنهایی بیش حدی که یه مرد میتونه تحمل کنه
نجاتم بده قبل از اینکه مأیوس بشم
به ماه SOS خواهم فرستاد
امیدوارم که کسی نامه درون بطری من را بگیرد.
یک سال از زمانی که نامه را نوشتم می گذرد.
من باید از اول میدونستم که فقط امید میتواند من را جم و جور نگهدارد.
عشق می تونه زندگیتو شفا بده
اما عشق میتونه قلبت را بشکند.
وقتی امروز بیرون اومدم باورم نمیشد.
صدها بیلیون بطری در ساحل
بنظر میرسد که من در تنها بودن تنها نیستم.
صدها بیلیون مرتد به دنبال خانه
به ماه SOS خواهم فرستاد
امیدوارم که کسی نامه درون بطری من را بگیرد.





