• تماس با من

    kaveh.a.z.1-AT-googlemail.com
  • نامم کاوه است. تا حالا 20 سال عمر کردم. و این چند سال اخیر را در بریتانیا کبیر ساکنم.



  • موج سبز

که راه ما باشدا راه تو

یه یکسالی میشه که تو این وبلاگ هیچی ننوشتم. همیشه تایپ کردن فارسی را بهونه می کونم. هر موقع خواستم نظرم را بنویسم تنبلی کردم. هر وقت خواستم به رفقا روحیه بدم پشت گوش انداختم.

امروز یه لحظه به خودم اومدم . رفتم نو ایملهام و چند تا ایمیل مربوط به چند تا از دوستان که الان تو زندان هستن رو دید. همون عزیز های وبلاگ نویسی که این هیجانات را تو جامعه ایجاد کردن. یادم اومد ایت رفیقها بودن که این موج انسانیت و مدنیت را به راه انداختند. همین عزیزان بودند که هروقت ما از موسوی کروبی دلگیر می شدیم یادمون مینداختند که چرا باید رأی داد. که چرا نباید روحیه را به همین راحتی ها از دست نداد. همین دوستان بود که…

تا وقتی که کهریزکها پر از دوستان بلاگر ماست ما باید تنبلی را کنار بگذاریم. هر کدوممان باید جای تمام اون رفقا بنویسیم.

من که شروع کردم . چون اگر اون رفقها تنبلی می کردن شاید مو سبزی زندگی دیکتاتور ها اینقدر مشکل نمی کرد.

من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کس برخیزد.

به امید آزادی تمام پیشکسوتها … ولی تا اون لحظه من نمیذارم این موج آروم بگیره.

حمایت شهردار لندن از بمب اتم

بوریس جانسون شهردار محافظه کار لندن از خروج این شهر از حرکت جهانی “شهردارها برای صلح” خبر داد.

شهردارها برای صلح حرکتیست جهانی که در سال 1982 توسط شهردار هیروشیما برای جلوگیری از استفاده از بمب اتم شروع شد. 2277 شهر از 129 کشور جهان عضو این حرکت هستند. اعضا این حرکت بر این تلاشند که رویای جهانی بدون صلاح اتمی را تا سال  2020 به واقعیت تبدیل کنند.

انتخاب بوریس جانسون در 1 می 2008 به دوره 8 شهرداری کن لیوینگستون سیاستمدار سوسیالیست وصلح طلب لندن پایان داد. بوریس جانسون که در انتخابات دوره دوم بوش از او حمایت می کرد هرگز گزنه محبوبی برای فعالین صلح جهانی نبوده.

این اولین تصمیم بوریس در قبال روابط خارجی نبود. او چند هفته به قرارداد خرید سوخت ارزان از ونزوئلا پایان داد.

آخرین بازدید بوش تحت عنوان رئیس جمهور از لندن

این یکشنبه جورج بوش برای آ خرین بار تحت عنوان رئیس جمهور آمریکا از لندن دیدن خواهد کرد. , و  به همین دلیل بر علیه سیاست بوش در عراق و افغانستان تظاهراتی قرار هست که انجام بشود.

من خودم به همراه دوربینم آنجا خواهم بود و در موردش به طور مفصل خواهم نوشت. ولی اگر از  وبلاگنویس های تو بریتانیا کسی قصد رفتن دارد , خوشحال میشم اگر به من ایمیل بزنید و یک جا قراری بگذاریم.

ایتالیای غیر دموکرات الگوی کشورهای دموکرات در برخود با احمدی نژاد.

قبل از هر چیز باید بگم که قبول دارم برلسکونی و دولتش دولت دموکرات نیستند, و حتی قبول دارم که شاید عدم دعوت از احمدی نژاد به شام رسمی بخاطر لابی های ضد ایرانی باشد. اما بیشترین سود را از تصمیم دموکراتهای ایرانی می برند.کسانی که مخالف جنگ و تحریم هستند.

دولت های دیگر (به خصوص دولتهای اروپای) باید یک همچین حرکاتی را ادامه بدهند و با تأکید بر دلایلشان (نفی حقوق بشر و عدم اتخابات آزاد) تاٌ ثیری مثبت بر روند مسائل در ایران داشته باشند.

یک همجین حرکاتی به دو دلیل بهترین راه پیشرفت دموکراسی در ایران است.

1) چون بر علیه تمامیت طلبی و نقض حقوق بشر در ایران است و نه کلیت یک نظام.( چه ما دوست داشته باشیم , چه دوست نداشته باشیم جمهوزی اسلامی دولت رسمی ایران است و با مرگ بر جمهوری اسلامی گفتن چیزی تغییر نمی کند اگر بدتر نشود.)

2) از این راه به مردم کمترین آسیب می رسد ( بر عکس جنگ و تحریم) و بیشتر قدرت مبارزه پیدا می کنند. یک همچین حرکاتی ترس و لرز جمهوری اسلامی را در راه نقض حقوق بشر بیشتر می کند.

پرسپولیس و 300

خیلی دلم میخواست در مورد رفتن قطبی از ایران و شباهتش به تمام مسائل ایران امروز مینوشتم. که چرا کسی که حتی قهرمان هم میشه بدون هیچ شغل جدیدی از کشورخودش می رود.

شباهت هایی که تو تیم پیروزی و ایران می بینم بی پایان هست. اما مهمترین آن اسم این باشگاهست.

وقتی فیلم 300 این موقع ها پارسال بیرون اومد من هم مثل هر ایرانی غیوری تمام تلاشم را کردم با با جان و دل حقیقت را حالی همه اطرافیانم بکنم. البته زیاد طول نکشید تا زمانی که من این فیلم را دیدم و واقعاً خوشم هم آمد و فکر کردم که اولاً تا زمانی که احمدی نژاد برای آبروریزی هست کی 300 را جدی می گیرد. دوم اینکه اگر تمام این انرژی که صرف مبارزه با 300 شذه بود مثلاً صرف مبارزه سنگسار می شد چقدر کمک به وجه مردم ایران بود.

300 تنها قسمت تاریخ ایران نیست که در اروپا به دست یونانیان نوشته شده, تمام تاریخ ایران باستان نقل قولیست از یونانی ها مگر که خلافش توسط تاریخ نویسان ایرانی ثبت شده باشد. و راستش زمانی که 300 بیرون امد دوست ایتالیاییم به من گفت که این دقیقاً داستانی هست که او در مدرسه در کلاس لاتین سالها پش خوانده بود.

امروز تو بالاترین دیدم که 89.33% خوانندگان عصر اموز اسم پرسپولیس را به پیروزی ترجیح می دهند. اسمی که توسط یونانی ها برای تخت جمشید انتخاب شده بود. البته مقالاتی هم وجود دارد که ادعا می کنند یونانی ها این اسم را انتخاب کردند تا به این وسیله میان اقوام فارس و غیر فارس تفرقه بیاندازند و راه ورودشان به ایران را آسان کنند, البنه این چون یک مسئله کاملاً علمی است فعلاً فراموشش می کنم. البته از بچگی یادم است که مذهبی ها و موافقین جمهوری اسلامی اسم پیروزی راترجیح میدادند. می دونم که خیلی ها فقط برای مخالفت با حکومت روی تیم قهرمان کشور اسمی یونانی می گذارند. همون مردمی که یکصدا جلو فیلم 300 ایستادند. شاید این خودش به نوعی زنگ خطر واسه آنهایی باشه که فکر می کنند رفراندوم مشکلات مردم را یک جا حل می کند.

به هرحال ملوان امسال قهرمان نشد, ولی از قهرمانی تیم قطبی خوشحال شدم. ایکاش روزی تمام قطبی ها به ایران بر می گشتن و میماندند.

تونی بلر و مذهب

به گزارش بی بی سی تونی بلر اعلام کرد میخواهدباقی عمر خودش را صرف  متحد کردن ادیان کند.

به نظر من جالبی این نکته اینجاست که خیلی از مسلمان های بریتانیا در زمان نخست وزیری وی احساس میکردند که از حکومت فاصله بسیار گرفتند. ظهور احزاب اسلام گرایی مثل «احترام» یکی از ثمره های این احساس فاصله میان مسلمانان و حزب کارگر بود.

شاید کمتر کسی بتواند  آخرین حضور تونی بلر در مجلس به عنوان نخست وزیر و پرسش نماینده لیبرال در مورد مذهبی کردن سیاست های دولت را فراموش کند.

به هر حال تونی بلرِ تازه کاتولیگ شده ای که نتوانست پیوندی میان ادیان در بریتانیا باشد بلکه به اعتقاد عده ای یکی از عوامل بی اعتماده مسلمانان به حزب کارگر بود, برای اتحاد ادیان راه سختی را پیش رو دارد چون احساسات عده ای از مسلمانان همیشه تحت تأثیر تصمیماتی جون حمله به افغانستان واعراق و همچنین حمایت های وی از دولت اسرائیل خواهد بود.

البته سابقه سیاست های تونی بلر در ایرلند شمالی میان کاتولیگ ها و پروتستان ها بسیار در خشان تر از سابقه بلر با مسلمانهاست. درخششی که تا حدی فراموش شده, درخششی که شاید دلیل این تصیمیم گیری او باشد.

بالاترین وحدت کلمه: دموکراسی

چند روزیست که تو بالاترین بحث جدی در مورد بالاتریم و تأثیر آن بر دموکراسی بالاترین شکل گرفته. راستش به نظرم بحث بدی نبود, تا حدی تصور اعضا سایت از دموکراسی را روشن کرد. بحث تاجایی رفت که بالاتریم را به شورای نگهبان تشبیه کردند. بنظر من این بحث باید یکی از افتخارات جامعه بالاترین باشه به دو دلیل: یکی انیکه نوشته های پبرامون این موضوع و گذاشتن مخالف و موافق در کنار هم خود به نوعی تمرین و مانور دموکراسی, آزادی بیان و دیالوگ بود. دوم اینکه دوباره ثابت شد که تعریف دموکراسی در میان اعضا چقدر متفاوت است.( که البته این خود فقط مدل کوچکیست از جامعه امروز ما.)

چرا بالاتریم خود دموکراسیست؟

برای جواب دادن به این سؤال اول باید دید هدف از دموکراسی چیست. البته این یک چیز کاملاً شخصیست , اما به نظر من دموکراسی یعنی اینکه همه در تصمیم گیری ها شرکت تأثیر گذار دارند. که البته این تصمیم گیریها برای پیشرفت آن جامعه است. و تصمیم اکثریت هرگز نباید حقوق قانونی اقلیت را بر آنها نفی کند.

بر اساس این تعریف و نگاه کوچکی به تاریخ میشود سیر تکامل یا اجتناب نا پذیر حرکت دموکراسی را به این شکل نوشت.

1)آزادی بیان

آ)احساس نیاز به آزادی بیان

ب)مبارزه برای آزادی بیان

ث)دست آوردن آزادی بیان

2)حق رأی

آ)احساس نیاز به حق تصمیم گیری

ب)تلاش برای به دست آوردن حق تصمیم گیری

ث)دست آوردن حق تصمیم گیری

3)تشکیل گروهها و احزاب (بلوغ)

آ)تلاش برای تأثیر گذاری بر تصمیم گیریها بر اساس ارزشها و باور ها (به شکل دموکراتیک)

ب) تشکیل گروهها و احزاب بر اساس ارزشها و باور ها

ث)مبارزه و بحث میان احزاب, بلوغ دموکراسی

اگر فکر کنیم بالاترین جامعه است, پس از حق بیان و رأی نوبت به کار گروهیست برای پر بار کردن مطالب.

این دقیقاً ماجرای بالاتریم هست. عده ای بر اساس باوری مشترک دور هم جمع شدند و برای جلوگیری از 1000 لینک در مورد قهرمانی منچستر از سایت های خبری به شکل دموکراتیک رأی خودشان را سازمان دهی کردند.

الان بالاترین این پتانسیل را دارد که بجای اینکه مرکز گرفتن خبر باشد ( که اکنون در بیشتر اوقات اتفاق می افتد) و یا عکس هنری, به محل رد و بدل تحلیل ها و بحثها و نظر ها جهت دار باشد.

با تمام این تحلیل ها اگر کسی تو فکر بالا-سوسیال-دموکرات هست به ما یک پیغام بدین :)

پ.ن در وسط نوشتن این مطلب این نوشته از این دوست خوبم را خواندم. خیلی جاهاش شبیه همند ولی قصد تقلید در کار نبود.

اتحاد جماهیر EuroVision

انگار این باختن تو  EuroVision بدجوری  داره رو اعصاب کشورهای اروپای غربی راه میره. تو 8 سال گذشته یک بار هم نتونستند ببرند.از حدود ده سال پیش رأی کشورها را میشه راحت حدس زد.

امسال بعد از اینکه روسیه اول شد و بریتانیا آخر, خبرنگار بی بی سی گفت که فکر نمی کنه شخصاً سال دیگه همکاری بکنه. تنها کشوری که به نماینده بریتانیا رأی داد ایرلند جنوبی بود.

البته سطح هنری مسابقه در حد همین سوزان روشن خودمونه ولی مسئله اینکه کشورهای شرقی و مدیترانهای با اتحاد به هم رأی میدن و شانس بردن نداشتن حسابی حرس بی بی سی (که 10% خرج کل مسابقه را میده) را دراورده.

یادم یک بار یک کاریکاتور دیدم که اگر یه جزیره تو وسط دریا خزر سبز بشه بخاطر رأی همسایه هاش شانس اول بردن میشه. شاید مردم آشوراده باید دست به کار بشن….

به هرحال اینم برنده امسال

چرا سالگرد 2 خرداد گرامی باد…

راستش باورم نمی شود که 11 سال از 2 خرداد 76 می گذرد. 9 سال بیشتر نداشتم , اما چون دختر همسایمون گفته بود که اگر ناطق نوری انتخاب بشود پباده رو ها را زنانه مردانه می کنند , از انتخاب خاتمی خیلی خوشحال شدم.

به نظر من از دو دیدگاه 2 خرداد اتفاقی مهم و مثبت در تاریخ معاصر ایران است.

1) به خاطر سیاست های صلح دوست دولت اصلاحات و تأثرات آن.

2)تأثیر آن در جامعه و رویکرد مردم به سیاست

در اکثر کشورهای “دموکرات” دنیا اتخابات به هر دلیلی به معنای گزینه ایده آل نیست, بلکه گزینش گزینه ایست که نیازهای فردی و گروهی آن جامعه را بیشتر پاسخگوست. این دقیقاً اتفاقیست که در 2 خرداد افتاد. اکثریت مردم با هم تصمیم گرفتند که از میان گزینه های حاضر خاتمی بهترین پاسخ گو نیازهای آنهاست.

حالا باید دید که آیا خاتمی مهره ای مثبت در پیشرفت ایران بود یا نه. بعد از گذشتن 3 سال از دولت مهرورزی جواب دادن به این سؤال آسان تر است. در زمان خاتمی حتی اگر خود خاتمی خیلی جاها از خیلی ها دفاع نکرد اما داشتن افرادی مثل مرحوم بورقانی فضای بازی را ایجاد کرده بود که ما هر روز در روزنامه های اصلاح طلب در مورد زندانی های سیاسی مثل مهندس سحابی مطلبی می خواندیم.افشاگری هایی مثل پروژه نوار سازان بدون آن فضای نیمه باز شاید هیچوقت اتفاق نمی فتاد.

خوشبختانه استفاده از ادبیاتی چون “مردم سالاری” ,”قانون مداری” و “حقوق بشر” دیگر گناه و مخالف نظام نبود. همانطور که یک بار خود خاتمی گفت حتی دشمنان اصلاحات حرف از مردم سالاری میزدند که خود نوعی پیروزیست.

سیاست های خارجی دولت خاتمی تأثیرات بسیار مثبتی بر فضای سیاسی اقتصادی ایران داشت, جلوگیری از تحریم و هموار کردن راه مذاکره مستقیم با آمریکا کمک بسیا ر  بزرگی به ثبات اقتصادی و جلوگیری از تورم داشت. از نظر سیاسی ارتباط تنگاتنگ با اتحادیه اروپا بر رعایت حقوق بشر در ایران بی تأثیر نبود.

جلوگیری از تنش سیاسی میان ایران و آمریکا تأثیرات مثبت اقتصادی سیاسی در پیشرفت ایران داشت.

حتی اگر اعتقاد داشته باشیم خاتمی فرقی با بقیه ندارد و فقط گفتار درمانی بلد است (که البته من مخالفم). افزایش حضور جوانان و انتقال نفرت از دین و نظام به مخالفت با نظام خود پیشرفت است که هرکس که طرفدار آینده ایران است باید از ان خوشحال باشد. به نظرمن بعد از 2 خرداد مردم مسئولیت بیشتری در قبال حکومت ایران قبول کردند.

ولی خوشبختانه فوتبال توضیح خیلی چیز ها را آسان میکند.

صلح پایدار؛ راهی پرفراز و نشیب

خبر “همایش صلح پایدار؛ راهی پر فراز و نشیب” را خواندم. بنظرم خیلی مثبت آمد مخصوصإً که به نظر با همکاری “كانون مدافعان حقوق بشر” برگذار میشود. سطح ملی گرایی در میان ایرانیان به حدی زیاد شده که احمدی نژاد و سپاهیان میتوانند به راحتی روش موج سواری کنند.

بهترین راه برای مبارزه با استفاده اصولگرایان از  احساسات مردم  تبلیغ ارزش های  جهانی  همچون صلح و مساوات  است. شاید یکی از موٌثرترین راها برای ایجاد تغییرات در سیاست های جمهوری اسلامی باشد.

امیدوارم که به زودی در ایران شاهد حرکت ها و اعتراضات علیه نقض حقوق بشر در دیگر کشورها باشیم. مثلاً یک حرکت مردمی علیه خشونت در آفریقای جنوبی هم وجه مردم ایران در جهان را بهتر می کنند هم حرکتیست به سوی فرهنگ سازی برای حقوق بشر.